اسكندر بيگ تركمان
940
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بظهور آمد بلفظ گهربار خطاب فرمودند كه چون ميانهء ما و حضرت پادشاه و الا جاه خورشيد كلاه طريقهء اخوت و برادرى مسلوك است و آن حضرت ترا برادر ناميده و برادر هم برادر است لاجرم در هنگام كورنش او را برادرانه در آغوش مرحمت كشيده انواع تعظيم و تكريم شاهانه و نوازشات بىتكلفانه كه نسبت بآشنا و بيگانه شيمهء كريمهء آن حضرت است درباره او بظهور آوردند . چند روز كه دار السلطنهء مذكور محل نزول موكب همايون بود همه روزه در ميدان سعادت آباد عشرت پيرا بوده خان عالم بعز مجالست معزز و محترم بود و ارادهء او اين بود كه تحف و هداياى پادشاه و الا جاه و منتسبان آن درگاه در كل از نظر خجسته اثر گذرانيده هر روز نوعى از انواع هدايا به نظر رساند و به امتداد ميكشيد چون اراده خاطر اشرف آن بود كه از راه گيلان بمازندران بهشت نشان توجه نموده بنشاط شكار زنكول كه مخصوص آن ولايت است و موعد مقرر دارد پردازند و وقت مضيق گشته فرصت آن نبود كه مطلب خان عالم بظهور آيد و تجملات دنيوى را در نظر همت بحر خاصيت خسروانه آن قدر مقدار نيست كه چند روز اوقات خجسته ساعات صرف مشاهده آنها فرموده از نشاط آن شكار باز مانند فرمان جهان مطاع نافذ گشت كه خلاصهء تحف را با نفايس امتعه از هر جنس دو سه عدد مرتب ساخته در يك روز از نظر همايون بگذرانند و ساير امتعه و اجناس را مفصلا ساخته به بيوتات سپارند كه بتدريج [ 663 ] به نظر درآيد هر چندان معنى مرضى خاطر ايلچى نبود بالضروره رضاجوى گشته خلاصهء تحف و انفس هدايا را از مرصع آلات و تحفههاى غريب و اقسام اقمشه و اجناس موازى سيصد عدد انتخاب نموده در ميدان سعادت از نظر فرخنده اثر گذرانيدند و حسب الامر اشرف بيوتات و اسباب خود را در شهر گذاشته جهت تماشاى زنكول كه به طرز خاص شكار گراز است و چون درين اوراق صفت آن طرز بديع غالبا مكرر سمت تحرير يافته درين مقام در ذكر آن قلم نكته نگار خاموشى گزيد جريده و سباى مرافقت ركاب اقدس اختيار نمود . ذكر ايلچى پادشاه عظيم الشأن ممالك روس است كه درين سال آمد و هم در اين سال ايلچى بزرگ متبركه از امراء و كناسان معتمد آن سلسلهء رفيعه بود از راه دريا و دشت خزر بدربند شيروان آمده متعاقب موكب همايون از اردبيل بدار السلطنهء قزوين رسيد و او نيز در ميدان سعادت سعادت بساط بوسى دريافت و بتوسط ترجمان از جانب پادشاه خود اظهار نيازمندى و اتحاد بيش از پيش نموده مكتوبى عريض طويل كه بتركى نوشته شده بود به نظر اشرف درآورده مضامين اخلاص آئين آن معروض گشت و كناس مذكور بعواطف و الطاف شاهانه سربلندى يافت و در همان روز كه هداياء فرمانفرماى هندوستان به نظر اقدس درآمد تحف و هداياى پادشاه روس و مسكانيز از نظر اقدس گذشت از جمله هدايا چند دست شنقار عنقا شكار بود كه سواى روس در هيچ مملكتى يافت نميشود عاطفت خسروانه يك دست شنقار سيمرغ شكار بخان عالم عطا فرموده و الحق تحفههاى غريب و هداياى مرغوب آورده بود در اندك زمانى رخصت انصراف يافته مشمول نوازش و احسان بر وجه لايق از راه گيلان روانهء ديار خود گرديد .